(¯´H´¯)مینویسم برای شادی عشق پاکم(¯´H´¯)
(¯´H´¯)برای او که خیلی دوسش دارم(¯´H´¯)
اون كه بود تو بودى اون كه تو قلبه تو نبود من بودم، يكى داشت يكى نداشت، اونكه داشت تو بودى اونكه جز تو كسى رو نداشت من بودم، يكى خواست يكى نخواست اونكه خواست تو بودى اونكه نخواست از تو جدا شه من بودم. کی دوستت داره؟
.*""* . *"". سکوتم صداي تو، هوايم هواي تو، دلتنگم براي تو، زندگيم فداي تو. کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم اکنون که بزرگ شدیم چه دلتنگیم کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست !؟؟ آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند... ما هیچ وقت تنها نیستیم همیشه یکی هست که با ما حرف می زنه .ولی زبانی که به وسیله ان منظورشو به ما می رسونه متفاوته.در واقع در قالبه اتفاقاتی که برای ما می افته با هامون حرف میزنه.بعضی وفتها با وقایع خوش ٬ گاهی اوقات به وسیله حادثه های تلخی که برامون اتفاق میافته وگاهی اوقات با وقایع خیلی ساده و پیش و پا افتاده که ما خیلی راحت از کنارش می گذریم. مثلا به طور کاملا اتفاقی با یه نفر اشنا میشیم که می تونه زندگی ما رو دگرگون کنه و چیزهایی برای گفتن داره که ما تا حالا ازش بی خبر بودیم. در واقع زندگی پر از نشانه هایی است که راه درستو به ما نشون می دهندو اگه ما از مسیری منحرف بشیم یه تلنگری به ما می زنند.ولی ما متاسفانه یا متوجه این علامتها نمی شیم و یا نمی خواهیم که درک کنیم یك پسر كوچك از مادرش پرسید: چرا گریه می كنی
رنگ عشق به اين خيابون نزده،
خيلي وقته، دلي پرپر نشده
دل آسمون سبکتر نشده
خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده، قلبم از دوري تو خيلي دلتنگ شده،
بعد تو هيچ چيز دوست داشتني نيست
بغض غصه از دلم رفتني نيست
حرف عشق تو رو من با کي بگم همه حرفا که نيست گفتني ![]()


هیچ کس
کی برات می میره؟
هیچ کس
کی دیوونته؟
هیچ کس
کی عاشق چشماته؟
هیچ کس
می دونی من کیم؟
هیچ کس



* DUSET *
*
*
"*. DARAM .*"
*

مادرش به او گفت : زیرا من یك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمی فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می كند
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به یك مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می كنند
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را می داند .او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می كنند؟
خدا گفت زمانی كه زن را خلق كردم می خواستم كه او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او راآن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بكشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد كه به بقیه آرامش بدهد
من به او یك نیروی دورنی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش راداشته باشد ووقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد
به او توانایی دادم كه در جایی كه همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود . به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی كه مریض یا پیر شده است بدون این كه شكایتی بكند
به او عشقی داده ام كه در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش كند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد.به او این شعور را دادم كه درك كند یك شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می كند وبه او این توانایی را دادم كه تمامی این مشكلات را حل كرده و با وفاداری كامل در كنار شوهرش با قی بماند
و در آخر به او اشك هایی دادم كه بریزد .این اشك ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی كه به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشك می ریزد
خدا گفت : زیبایی یك زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست ، ودر قلب او جایی كه عشق او به دیگران در آن قرار دارد



